الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
300
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
برقهاى ابرها ، و آنچه مىافتد از برگ درختان كه آن را بادهاى موسمى و همزمان با بارش باران از آسمان از محلّ خود دور مىكند ؛ و مىداند محلّ افتادن قطرهء باران و قرارگاه آن را ، و محلّ كشيدن مورچههاى كوچك و مكانى را كه به سوى او مىكشد ، و قوت و غذايى را كه پشه را بسنده است و آنچه هر ماده در شكم خود حمل مىكند . در خطبهء 189 مىفرمايد : يَعلَمُ عَجيجَ الوُحوشِ فِي الفَلَواتِ ، وَ مَعاصِيَ العِبادِ فِي الخَلَواتِ ، وَ اختِلافَ النّينانِ فِي البِحارِ الغامِراتِ ، وَ تَلاطُمَ الماءِ بِالرِّياحِ العاصِفاتِ . مىداند صداى وحوش را در بيابانها ، و گناهان بندگان را در خلوتها ، و آمد و شد ماهيها را در درياهاى ژرف ، و تلاطم آب را به بادهاى تند . و راجع به تقدّم علم خدا بر اشياء مىفرمايد : أَحالَ الأَشياءَ لِأَوقاتِها ، وَ لاءَمَ بَينَ مُختَلِفاتِها ، وَ غَرَّزَ غَرائِزَها ، وَ أَلزَمَها أَشباحَها ؛ عالِماً بِها قَبلَ ابتِدائِها ، مُحيطاً بِحُدودِها وَ انتِهائِها ، عارِفاً بِقَرائِنِها وَ أَحنائِها . « 1 » حواله كرد ( يا جولان داد ) اشياء را براى وقتهاى آنها ، و ملايمت داد ميان مختلفات آنها و غرايزشان ، و طبايع آنها را غريزهشان قرار داد ، و آن طبايع را لازمهء آنها ساخت ؛ در حالى كه دانا بود به اشياء پيش از آفريدن آنها ، محيط بود به حدود و انتهاى آنها ، آشنا بود به نفوس و جوانب آنها . در خطبهء 152 مىفرمايد : عالِمٌ إِذ لا مَعلومَ . دانا بود در وقتى كه هيچ معلومى نبود .
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 1 .